الشيخ عباس القمي

847

الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )

مجتهدين در آن سن - انتهى . و لكن شيخ استاد فرموده كه ، عالم حبر جليل ، سيف اللّه المسلول على اهل الالحاد و التضليل ، سيد سند ، مولى حامد حسين هندى - طاب ثراه - نوشت در يكى از مكاتيب خود به من از بلدهء لكهنو كه ، او پيدا كرده يكى از مجلدات شرح ملا صالح را بر فروع كافى و قصد داشت كه استنساخ كند و براى من بفرستد كه اجل او را مهلت نداد . و بالجمله : والد ملا صالح احمد در نهايت فقر و فاقه بود روزى به ملا صالح فرمود كه ، من عاجزم از تحمل مؤونهء تو و نيست چاره‌اى براى تو از كوشش كردن براى معاش خود ، پس كسبى براى خود پيدا كن . ملا صالح هجرت كرد به اصفهان و در يكى از مدرسه‌هاى آن‌جا سكنا گرفت و از براى آن مدرسه ، موقوفه بود كه هركس را به حسب رتبه‌اش در علم چيزى مىدادند ، و چون ملا صالح ابتداى تحصيلش بود سهمش در هر روزى دو غاز مىشد و آن دو غاز كفايت نمىكرد ضرورى معاش او را تا چه رسد به مصارف ديگر ، لاجرم مدتى مديد به روشنى بيت الخلاء مطالعه مىكرد ، يعنى ايستاده بود در مبال پاى چراغ آن‌جا و مطالعهء كتاب مىكرد تا آن‌كه به مرتبهء فضل رسيد و قابل شد كه تلقى علم كند از ملا محمد تقى مجلسى ؛ در مجلس افادهء ايشان در عداد علما ، حاضر مىگشت و استفاده مىكرد تا آن‌گاه كه بر همهء آنها تفوّق جست و در جرح و تعديل مسائل محل اعتماد استادش گرديد و منزلت و مرتبت رفيعى پيدا كرد نزد او ، و چون به تزويج رغبت كرد استادش ملا محمد تقى از او اذن خواست كه براى او زوجه‌اى تحصيل نمايد ، ملا صالح حيا كرد و اذن داد . مولاى مذكور داخل خانه شد و طلبيد دختر فاضلهء مقدسهء خود ، آمنه بيگم « 1 » را كه در علوم به حد كمال رسيده بود و فرمود كه ، اى دختر معين كردم براى تو شوهرى كه در غايت فقر و در نهايت فضل و صلاح و كمال است ، و آن موقوف است به رضاى شما . عرض كرد كه ، فقر عيب مرد نيست .

--> ( 1 ) . در مورد آمنه بيگم مجلسى ر . ك : رياض العلماء ، ج 5 ، ص 407 ؛ اعيان ، ج 2 ، ص 95 و ج 3 ، ص 607 ؛ الكنى و الالقاب ، ج 2 ، ص 62 - 97 ؛ رياحين الشريعه ، ج 2 ، ص 329 ؛ اعلام النساء المؤمنات ، ص 96 ؛ تذكرة القبور يا دانشمندان و بزرگان اصفهان ، ص 27 ؛ ريحانة الادب ، ج 3 ، ص 420 ؛ تذكرة الانساب ، ص 102